اینا دیگه تهشن



بعضی بازیها فقط برای سرگرمی ساخته نمیشوند؛ بعضیهایشان مثل یک فیلم یا حتی یک خاطره تا سالها داخل ذهن میمانند.
بازیهایی که بعد از تمام شدنشان چند دقیقه فقط به صفحه خیره میشوید و نمیدانید دقیقاً چه حسی دارید. دنیای گیم پر از عنوانهایی است که فقط گرافیک یا گیمپلی ندارند؛ روح دارند. اگر واقعاً عاشق بازی باشید، بعضی از این شاهکارها را باید حداقل یکبار در زندگی تجربه کنید.
Red Dead Redemption 2؛ وقتی بازی تبدیل به زندگی میشود
رد دد فقط یک بازی جهانباز نیست؛ یک سفر احساسی کامل است.
شخصیتپردازی فوقالعاده، دیالوگهای واقعی و دنیایی که نفس میکشد باعث شده خیلیها این بازی را بهترین داستان تاریخ گیم بدانند. آرتور مورگان فقط یک شخصیت بازی نیست؛ بعد از چند ساعت تبدیل به کسی میشود که واقعاً نگرانش میشوید.
The Last of Us؛ آخرالزمانی که قلبتان را خرد میکند
کمتر بازیای توانسته رابطه بین دو شخصیت را مثل The Last of Us واقعی نشان بدهد.
سفر جوئل و الی وسط دنیایی نابودشده فقط درباره زامبیها نیست؛ درباره بقا، عشق، از دست دادن و تصمیمهایی است که هیچ جواب درستی ندارند. بعضی صحنههای این بازی هنوز هم بین گیمرها فراموشنشدنیاند.
The Witcher 3: Wild Hunt؛ دنیایی که غرقش میشوید
ویچر 3 یکی از آن بازیهایی است که بعد از چند ساعت، دنیایش برایتان واقعی میشود.
مأموریتهای فرعی بازی آنقدر قوی نوشته شدهاند که بعضی وقتها از داستان اصلی بهترند. انتخابهایی که انجام میدهید واقعاً روی دنیا تأثیر میگذارند و همین باعث میشود هر تصمیم مهم بهنظر برسد.



Detroit: Become Human؛ وقتی هر انتخاب سرنوشت میسازد
Detroit یکی از خاصترین بازیهای داستانی چند سال اخیر است.
تقریباً هر انتخاب شما میتواند مسیر داستان را عوض کند و حتی باعث مرگ شخصیتها شود. بازی مدام شما را مجبور میکند بین احساسات و منطق تصمیم بگیرید و دقیقاً همین موضوع آن را متفاوت کرده است.
God of War Ragnarök و Life Is Strange؛ دو احساس کاملاً متفاوت
God of War Ragnarök ترکیبی از اکشن حماسی و داستان احساسی پدر و پسر است.
مبارزههای سنگین، موسیقی فوقالعاده و شخصیتپردازی عمیق باعث شده این بازی فقط یک عنوان اکشن ساده نباشد.
اما Life Is Strange کاملاً مسیر دیگری میرود؛ داستانی آرامتر، احساسیتر و پر از تصمیمهایی که تا آخر ذهنتان را درگیر میکنند. این بازی ثابت کرد حتی بدون انفجار و جنگ هم میشود یک شاهکار ساخت.



چرا بازیهای داستانی اینقدر تأثیرگذارند؟
چون شما فقط تماشاگر نیستید؛ بخشی از داستان میشوید.
وقتی ساعتها با شخصیتها زندگی میکنید، تصمیم میگیرید و شکست میخورید، ارتباطی شکل میگیرد که در خیلی از فیلمها وجود ندارد. بعضی بازیها کاری میکنند شخصیتها برایتان واقعی شوند و همین باعث میشود پایانشان فراموش نشود.
نتیجهگیری؛ بعضی بازیها بیشتر از بازیاند
واقعیت این است که بعضی از شاهکارهای دنیای گیم فقط برای وقتگذرانی ساخته نشدهاند.
این بازیها میتوانند شما را خوشحال کنند، ناراحت کنند، شوکهتان کنند و حتی نگاهتان را به بعضی چیزها تغییر دهند. اگر عاشق داستان و تجربههای احساسی هستید، این عنوانها جزو بازیهایی هستند که واقعاً باید قبل از مرگ تجربهشان کنید.


دیدگاهتان را بنویسید